خدا نگهدار
راستشو بخواین روز اولی که این وبلاگو درست کردم خیلی فکرا تو سرم بود
میخواستم همه دنیا از عشقی که تموم روز و شبامو گرفته بود با خبر بشن
میخواستم هر وقت که دلم میگیره ،
هر وقت غصه تو دلم سنگینی میکنه بیام و حرفامو بنویسم تا دلم خالی شه
میخواستم وقتایی که پیشم نیست تا حرفامو بشنوه صحبتامو بنویسم
تا شاید یه روزی بیاد و حرفای دلمو بخونه
ولی هر بار که میام و نوشته هامو میخونم
یاد دردایی میفتم که با نوشتن میخواستم فراموششون کنم
یاد لحظه هایی میفتم که بخاطر فرار ازشون به اینجا پناه میاوردم
دیگه نمیتونم
دیگه نه مینویسم نه ......
اونم که دیگه نمیاد
بی خیال.........
خیلی حرفا داشتم که بگم
ولی حرفام به درد کسی نمیخوره
یعنی کسی به حرفام گوش نمیده
شاید سرنوشت منم اینجوریه
همیشه غم وغصه وتنهایی و تنهایی.......
هر چی که هست خیلی داره عذابم میده
دارم روزی صد بار میمیرم و زنده میشم
میخوام دردامو توی قلبم بریزم
دیگه نه به کسی بگم نه بنویسمشون
اینقدر که قلبم پر بشه از درد
اینقدر که دیگه از کار بیفته
حداقل اینجوری کسی مسخرم نمیکنه
یا به ضعف محکوم نمیشم
از همه دوستان به خاطر بی وفایی معذرت میخوام
از:
داداش امیر پیغام، ابجی باران ، اقا مهران ، مینا جونم ، عسل خانوم
خانوم ستاره ،ابجی مریم، داداش مصطفی ،ساناز جونم ،اقا حمید
اقا محسن،اقا اشکان ،شیدا خانوم ، اقا محمد ، اقا حامد ، اعظم خانوم
فریبا خانوم ، اقا میثم ، داداش شروین ،سیده خانوم،نازنین جون ،
از خط خطی یه دختر تنها ، و
همه کسانی که به من لطف داشتن این وبلاگ را تقدیم میکنم به
این دوستان و میگم دوستتون دارم با یه دل شکسته
به درود و خدا نگهدار: تنها ترین تنها

تو گناه نیست